WITCH

WITCH

شعر هایم را
به هر زبان
به روی درختِ
زبان گنجشکی
می نویسم
عکس هایم را
روی دیوار برلین بزنید
نقاشی هایم را
روی دیوار چین
من مینشینم و برایتان یک گوشه
سازدهنی میزنم


 افتضاح

آه های پی در پی
 پسرک سرما خورده ای بود که از بینی اش
 اب خربزه های ژلاتین دار اویزان بود...

 

 

witch Aura