WITCH

WITCH

شعر هایم را
به هر زبان
به روی درختِ
زبان گنجشکی
می نویسم
عکس هایم را
روی دیوار برلین بزنید
نقاشی هایم را
روی دیوار چین
من مینشینم و برایتان یک گوشه
سازدهنی میزنم


پرواز
 برای سنجاقک ها
 آواز می خواند
کامان کامان کامان کامان

اما سنجاقک ها سنجاق سر دخترکی بودند
که نامش بهار بود .

 

witch Aura