WITCH

WITCH

شعر هایم را
به هر زبان
به روی درختِ
زبان گنجشکی
می نویسم
عکس هایم را
روی دیوار برلین بزنید
نقاشی هایم را
روی دیوار چین
من مینشینم و برایتان یک گوشه
سازدهنی میزنم


در جشن هالوین

من خودِ زندان ا و ی ن بودم

که فاطمه ا.خ در آن

لبخند می زد.

 

witch Aura

نظرات (۵)

فاطمه ..... 
الف
خ
:((
:آئورا
اون می خنده مطمئنم.
من نبودم؟:دی
:آئورا
کجا  بهار؟

+ کسی در سلول بغل داد می‌کشیدفاطمه
می.لرزید فاطمه...
می‌گریست فاطمه....
:آئورا
مطمئنم اون دیونه هیچ وقت گریه نمی کنه :)
میخنده حتی توی کتابخونه ی اوین
:-/
:آئورا
خودت :/
۰۹ آبان ۹۴ ، ۲۳:۵۰ آناهــیــ ـــتا
و ما بچه های تنبل قاشق زن ٍ خزیده پشت دیوارهای زندان, چوب الف بر سر در انتظار پامپکین پای
:آئورا
و خنده و خنده و خنده..
نباید کسی بفهمه درونمون چه خبره انا ...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">