WITCH

WITCH

شعر هایم را
به هر زبان
به روی درختِ
زبان گنجشکی
می نویسم
عکس هایم را
روی دیوار برلین بزنید
نقاشی هایم را
روی دیوار چین
من مینشینم و برایتان یک گوشه
سازدهنی میزنم


هی جوی، شعرهایت اره برقی هایی هستند

بر جان درخت های مصنوعی نیویورک

 

هیس شاعر مهربان

مگذار تروریست ها به سمت کتاب هایت بیایند

گفته باشم رفیق هم ساز من

تروریست ها

بی اجازه

ریست می کنند تمام اشعار سیو نشده ات را

شک نکن آن موقع

من از فرط غم

روی لبه ی سوراخ های فولوت

دیماریا نشسته ام.

 

witch Aura

نظرات (۳)

۱۸ آبان ۹۴ ، ۱۴:۵۲ 😎😎😎BAHAR 😎😎😎
:)
چقدر خاکستری بود این شعر ولی خواندنش چسبید.
:آئورا
دنیای خاکستری من به همین چندسطرخوش است .

به منم نوشتنش چسبید .
هَر دفعه، نگاهِ به این عکس، یه چیزِ جالبی نظرم رو جلب می کنه:

برگردان: سهند آقایی و پروانه فخام زاده

برگردان؟! :-/ داستانِ کِش نان رو اینجا هم داریم یعنی؟ :|
:آئورا
:)) اینم جالبه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">