WITCH

WITCH

شعر هایم را
به هر زبان
به روی درختِ
زبان گنجشکی
می نویسم
عکس هایم را
روی دیوار برلین بزنید
نقاشی هایم را
روی دیوار چین
من مینشینم و برایتان یک گوشه
سازدهنی میزنم


پاییز بازی اش گرفته بود

می دویدم می دویدم می دومیدم

پاییز بازی اش گرفته بود

و جای ردپاهای من را

با برگ هایش می پوشاند

پاییز بازی اش گرفته بود

گم شده بودم

می دویدم می دویدم می دویدم

دندانم می افتاد

می دویدم

شالم می افتاد

می دویدم

موهایم میریخت

می دویدم

پاییز بازی اش گرفته بود

رد پاهای بازگشت من را

به دنیا ی زندگان

با برگ

پوشانده بود

می دویدم

کرم ها

سایه ام را می خوردند

می دویدم

لباس هایم را می خوردند

گوشت تنم را می خوردند

می دویدم می دویدم می دویدم

پاییز بازی اش گرفته بود

پاییز بازی اش گرفته بود.

پاییز می خندید

می دویدم می دویدم می دویدم

نه خبری از هانسل بود

و نه خبری از گرتل

و نه خبری از خانه ای شکلاتی

جادوگر صدایش نمی امد-کلاغ ها خفه خون گرفته بودند-

و پاییز می خندید می خندید می خندید

 

پ ن : تصویر را با کیفیت اینجا ببینید

پ ن : تصویر برای امروز ظهر است.

پ ن : nortt

witch Aura

نظرات (۹)

رسالت من دویدن بود...
:آئورا
می دویدیم می دویدیم میدویدیم
۰۷ آذر ۹۴ ، ۰۶:۴۰ بی نام بی نشون
خوشم می آید کامنت هایم را خوب حذف می کنی
بارک الله ادامه بده سانسور چی
:آئورا
انقدر درمورد اشعارم بحث کرده ام که حوصله ی ان حرف ها را نداشته باشم. اینجا جای غیر دوستان نیست! شما هم من را نمیپذیرید میتوانید بروید و نخوانید! 
دویدم و دویدم!!!
:آئورا
و من اینچنین مردم...
پاییز قاتل من بود مگرنه من راه بازگشت را به دنیای زندگان پیدا میکردم.
عجب پاییز پدرسوخته ایّه هاا! :D
+ ما زورِ هنری و شعریمون، نمی رسه به شما. واقعاً هنگ می کنیم! :D
:آئورا
شما لطف دارین . سوالی درموردش هست رو پاسخ میدم:)
۰۷ آذر ۹۴ ، ۱۳:۵۹ بانو ف تک نقطه
کامنتت نیومده، من از دنبال کننده ها اومدم وبت ^_^
:آئورا
نه من یک شعر نوشتم برای اون عکست بانو... و درمورد شستشو ی مغزی اون پست....
۰۷ آذر ۹۴ ، ۱۷:۲۸ بانو ف تک نقطه
نیومد :'(
بیان از تو انتظار نداشتم :|
:آئورا
چی گفتم؟:/ :))ای بیان شعر خور:) اون عکس خیلی بهم چسبید بانو.
بائیز انتقام بازی اش گرفته بود
می دویدم و میدویم
بازی ام گرفته بود و توی گور قایم شدم
نمیدانم نمیدانم
می دویدم یا میدویدم!؟
:آئورا
تو زبان شعر هایم را می فهمی...
دوستت دارم:)
دویدن برای رسیدن به هیچ!
شاید اگه اینقد تند نمیومدیم نگاه های پاییز بر بدن سفید پوشمان نمی افتاد...

+لذت بردم
:آئورا
ترس رس ادم را می کشد سلما.
قطعن اگر نمی ترسیدم. نمی دویدم ...
و شاید الان زنده بودم

+خوشحالم :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">