WITCH

WITCH

شعر هایم را
به هر زبان
به روی درختِ
زبان گنجشکی
می نویسم
عکس هایم را
روی دیوار برلین بزنید
نقاشی هایم را
روی دیوار چین
من مینشینم و برایتان یک گوشه
سازدهنی میزنم


به جای شعر ها و رمان ها و داستان های عاشقانه٬ در دنیای افسونگران بود دردنیای جادوگران در دنیای ماجور هایی که به فضا می روند و درفضامی مانند و در فصا زنده می مانند و در فضا جاودانه می شوند . دنیایش دنیای هانسل و گرتل ها بود دنیایی که در آن شاهزاده نبود و کفش های سوراخ بود.و خوک بود و پشه بود و  قورباغه بود و حتی پلانکتون های غول پیکر بود.
او عشق را می شناخت. او عشق را با همه چیز تجربه می کرد جز آدم ها او خودش یک مانستر بود اما عاشق شد او نمیخواست عاشق شود  اما شد او کسی را نمیخواست او حتی نمیخواست خواسته شود اما او عاشق شد اما او درست عاشق شد او از میلیون ها بادکنک خالی در هوا درست همان بادکنکی را نشانه گرفته بود که پر بود
او عاشق شده بود و عاشقی کردنش هم٬ افسانه ای بود آنقدر افسانه ای که می توانست خود را در آتش بیندازد. مثل ابراهیم... مثل ابراهیم
و می انداخت
و انداخت
اما هنوز یک مانستر بود. عصبی میشد. دادمیکشید . گریه می کرد . غر میزد . عصبی میکرد. و معشوقه اش را آزار میداد. او مانستر بود
او نمیتوانست
فرشته باشد
او مانستری عاشق بود
مانستری خاکستری رنگ که شنل دارد
که موهای فر دارد
که
جادو می شود...

 

پ ن : این نوشته حاصل سالها تجربه است.

witch Aura

نظرات (۱۱)

ناخودآگاه انیمیشن هیولاها به ذهنم میومد! :)
:آئورا
:)))
خودمم!
۲۰ فروردين ۹۵ ، ۱۹:۰۲ سیّد محمد جعاوله

++++++
:آئورا
بله بله بله بله :/ :/




شما فقط کامنت مثبت و تائید و اوکی و خوبه و حله میدین جناب شاعر? D:

یو عار سو خفن :)
:آئورا
یس یس آفکرس :))
امان از دل این مانستر بی‌نوا!
:آئورا
بی نوا؟!


مانستر در آتش!
چی بگم...
:آئورا
:)
افسون شد آن افسونگری کافسون گران را،هرگز درون قلب خود جایی نمیداد

سالها تجربه شیرین یا سال ها تجربه تلخ؟

خط 18 مانتسر رو اصلاح کنید
:)


:آئورا
چه خوب گفتین

اونقدر تلخی و شیرینی درهم قاطی شده که نمیتونم تشخیص بدم


سپاس

هنوزم با کلماتت و با عکس هات جادو می کنی :)) 
:آئورا
D:
هنوز باید بخونمش
:آئورا
این نوشته
تنها نوشته ای هست که انتها ندارد

۲۳ فروردين ۹۵ ، ۰۹:۵۶ بابا لنگ دراز
سلام.
دنبال شدید.
اگه مایل بودید دنبال کنید
ممنون
:آئورا
:)
یک عشق یک طرفه ...

برای عاشق شدن هردو باید هیولا شدن !

عشقه و ازارش اما دوطرفه بودنش باعث میشه شیرین بشه ازار ها حتی ... 
:آئورا
من توی نوشته ام به عشق یه طرفه اشاره نکردم :) فقط درمورد عشق مانستری حرف زدم ..

دقیقن ! ولی برای عاشق موندن هم هر دوباید هیولا باشند!‌

عشقه و آزارش اما دوطرفه بودنش باعث میشه شیرین بشه آزار هاش حتی :) خودشه! و این باعث افزوده شدن به عشق میشه


:) راستی سلام مهندس
یعنی نگاه های مانستری هم دارد...؟
مانستری نگاهش میکند...

یعنی معشوقش از این مانستری ها لذت میبرد؟
در دام جادو افتاده که
مانستر و آدم و پری ندارد!
:آئورا
نگاه های مانستریه طولانی
آنقدر طولانی که به ماه بکشد
به سال
به قرن..

شاید عاشق همین مانستری ها شده

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">