WITCH

WITCH

شعر هایم را
به هر زبان
به روی درختِ
زبان گنجشکی
می نویسم
عکس هایم را
روی دیوار برلین بزنید
نقاشی هایم را
روی دیوار چین
من مینشینم و برایتان یک گوشه
سازدهنی میزنم


اشک می ریخت و فکر میکرد

اشک هایش هیچ غلطی نمیتوانند بکنند

اما قطره قطره از اشک هایش

خونم را می مکیدند و

بعد

آروغ می زدند.

 

witch Aura

نظرات (۸)

درباره پست حرفی ندارم بزنم اما عکس آواتارت خیلی خوبه ^_^
:آئورا
ینی تو هم موافقی درمورد پست ام ؟ !


اما حالم اون روز خیلی خوب نبود :)) ضدحالی بهم زده بودند که صورتم این شکلی بود :|
آروغ بعد از خونخواری..:)


:آئورا
یه چیزی بدتر از خون تو شیشه کردنه صبا
:-(
چه فاز خاصی داشت
:آئورا
فاز خیلی عاشقونه :)
:))
۲۳ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۰:۴۴ بهار پاتریکیان D:
این چیزه خیلی خوشگله :) عکسه کنار ولباگت :)
:آئورا
مرسی عزیزم ^ـــ^
الان تو وبت بودم وای حسابی خندیدم! ولی جدای این همه قشنگی
غصه نخور قشنگم واسه آبجی :*

فکر نمیکنم که خون خواری آروغ داشته باشه
:|
چون هیشکی تا حالا با خون سیر نشده
گاز هم که نداره
:|
پس چرا باید آروغ داشته باشه

به نظر نخود بیشتر آروغ میاره
به قول شاعر
یاد تو در دل من طوفان به پا میکنه
:دی

:آئورا
:)))))

ببشتر منطور روی رضایت بعد اروغ است.
طبع نوشتاری ام خشکیده...!

چند بار نوشتم و پاک کردم

اما بنظرم آرام اتفاق می افتاد!



به همه بگو زود بر می گردم
با یک لبخند بزرگ و گل های زیادِ نارنجی توی دستم!



:آئورا
دوباره بلند میشه
طبع بیداریت


:)
سلام
من وبلاگ شما رو دنبال کردم...
ممنون میشم دنبال بفرمائید! :)

یاعلی مدد
۰۶ خرداد ۹۵ ، ۱۴:۲۱ خانوم سه حرفی
عجیبِ عجیبِ عجیب ..
زیادِ زیادِ زیاد ..
غمگینانه‌ی غمگینانه‌ی غمگین ..
پر بغضِ پر بغضِ پربغض ..
دختری نشسته‌ست پشت مانیتورِ مشکی رنگ و تک‌تکِ این کلمات را درک می‌کند و بغضش دیوانه‌اش کرده ..
:آئورا
:)

عزیزم..

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">