WITCH

WITCH

شعر هایم را
به هر زبان
به روی درختِ
زبان گنجشکی
می نویسم
عکس هایم را
روی دیوار برلین بزنید
نقاشی هایم را
روی دیوار چین
من مینشینم و برایتان یک گوشه
سازدهنی میزنم


هادی پاکزاد رو که یادتونه؟

خودکشی کرد.

از هفت خرداد تاحالا که این مسئله رو متوجه شدم. دستم به قلم برای نوشتن اون لعنتی نرفت. من بهش خیلی مدیونم.علاقه مندم.و عاشق تک تک ترانه هاشم. من با تک تک ترانه هاش تصویر سازی کردم من با تک تک ترانه هاش. صداش. شعرهاش. ساعت های بدون باطری اش ساعت ها زندگی کردم. و زندگی کردم و زندگی کردم. به قدری که حسادت شاعر جان رو نسبت به هادی ای که نه تا به حال از نزدیک دیده بودمش و نه صحبت کرده بودم برانگیخته شده بود.اون شاعر و خواننده بعد از مدتها تازه داشت کار های خوبش رو رو میکرد. تازه داشت به یه جاهای خوب میرسید که ....
حالا اومدم  بگم اینو و اینو ببینید..و بگم واقعن غمگینم از این که هادی پاکزاد بعد از مرگش بود که معروف شد و البومش نجومی فروش کرد...

حیف!

و

خیلی عوضی ای آقای پاکزاد.

 

 

+این که من یک خراسانی ام. هادی پاکزاد یک خراسانیست . غلامرضا بروسان یک خراسانیست. یک شوخی نیست. اما زنده بودن من و مرگ اون لعنتی ها یک شوخیست.

 

+ بیا آروم طوری که هیچکی نفهمه وسوسه ام کن ...

+خوشحالم که فاطمه زنده است (ف. ا)

 

 

witch Aura

نظرات (۶)

وبلاگ قشنگی دارید. هم مطالبش و هم قالبش
:آئورا
:)
چی بگم :(
:آئورا
:(
شجریان هم خراسانی هست :))) 
:آئورا
علاقه ای به ایشون ندارم خیلی.
۳۰ خرداد ۹۵ ، ۲۱:۱۱ وال کوهان دار
تو گوشه های منی که با تو میشه خندید


حیف شد بنده خدا
:آئورا
خیلی حیف وال کوهان دار. خیلی..
تا عمر دارم رفتنش رو باور نمی‌کنم؛ هنوز نتونستم هضمش کنم... واقعاً چرا؟! :(
:آئورا
حتمن به این نتیجه رسیده بود که باید تموم بشه
یا
توی اوج خداحافظی کنه..

منم خیلی علاقه ای ندارم  :)))) 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">