WITCH

WITCH

شعر هایم را
به هر زبان
به روی درختِ
زبان گنجشکی
می نویسم
عکس هایم را
روی دیوار برلین بزنید
نقاشی هایم را
روی دیوار چین
من مینشینم و برایتان یک گوشه
سازدهنی میزنم


 

سخت است تصور این که الان کجایی

یا تا کجای دریا بالا امده ای

فقط خواستم بگویم

چند کلمه باید

ردیف شود تا تو دوباره همان آدم قبل شوی؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پ ن : بند و بساط را جمع کرده ام و بیرون زده ام. با یک وستای مشکی .اینطور سر خودم را این روز ها شیره میمالم سر خودم را گرم می کنم. سر. به . سر خودم می گذارم.

از آن سه بوم. یکیشان تمام شد. یکی اش در حال کار است. یکی دیگر را شروع کرده ام. یک پروژه ی جدید باز است و دو سه شیت از شیت های دانشگاه مانده است. میبینید؟!‌من می توانم سرم را حسابی گرم کنم و کمتر به دنیای بیرون فکر کنم. کمتر به شاعر. کمتر به تمام اتفاقات ناگوار این روز ها . سخت است.

میدانید؟ حال من اصلن خوب نیست. و نقاشی پشت نقاشی معادل سیگار پشت سیگار شماست.

witch Aura

نظرات (۲)

۰۳ تیر ۹۵ ، ۰۲:۰۶ زهیر خنیاگر
واقعا اوضاع دنیای بیرون زیاد جالب نیست مخصوصا اینکه دارن موزیسین ها و آدمای آزاده رو زندونی میکنن ... منم فقط سرم تو سیستمه و دارم با کد زندگی میکنم همین
:آئورا
می فهمم.
با پوست و گوشت و استخون.
۰۳ تیر ۹۵ ، ۰۵:۳۱ رنگ خدایے . . .
اشک پشت اشک...
:آئورا
:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">