WITCH

WITCH

شعر هایم را
به هر زبان
به روی درختِ
زبان گنجشکی
می نویسم
عکس هایم را
روی دیوار برلین بزنید
نقاشی هایم را
روی دیوار چین
من مینشینم و برایتان یک گوشه
سازدهنی میزنم


 

جادوگر نه نفسی دارد برای ماندن

و نه جانی دارد برای نوشتن

اگر روزی در خبر ها خواندید

روح راننده ای داشت

بالای سر جسد خودش

ساز می زد

نام مرازیر زبانتان بیاورید.

 

پایان وبلاگ نویسی

دلارام.

witch Aura