WITCH

WITCH

شعر هایم را
به هر زبان
به روی درختِ
زبان گنجشکی
می نویسم
عکس هایم را
روی دیوار برلین بزنید
نقاشی هایم را
روی دیوار چین
من مینشینم و برایتان یک گوشه
سازدهنی میزنم


"Opium"

 

 

مدعی نیستم اما لذت دارد ترجمه ی آثار Dead Can Dance و Uaral

Sometimes

گاهی
I feel like I want to live
Far from the metropolis

احساس میکنم که میخواهم(دوست دارم )، خارج از شهر زندگی کنم
Just walk through that door

فقط میخواهم، از آن در بگذرم
Sometimes

گاهی
I feel like I want to fly
Reach out to the painted sky

احساس میکنم که میخواهم پروازکنم و به سمت آسمان نقاشی شده بروم
A prisoner to the wind

بسان زندانی ای در باد
A bird on the wing

بسان پرنده ای در حال پرواز

Sometimes

گاهی
I feel the ocean in my blood

اقیانوس را در رگ هایم حس میکنم
See rain from the sky above

میبینم، باران را در بالای آسمان
Her salt brined tears

نمکش(نمک  باران)، اشک هارا شور کرد
And now

و حالا
Those tears leave taste on my tongue

مزه ی اشک ها به روی زبانم است
Like the warm rush you get from

بسان گرمایی که افیوم سیاه به روی تو می گذارد
Black opium
Black opium

افیوم سیاه

Sometimes

گاهی
I feel like I want to leave
Behind all these memories

احساس میکنم که دوست دارم تمام این خاطرات را پشت سر بگذارم
And walk through that door

و از آن در عبور کنم
Outside

بیرون بروم...
The black night calls my name

شب سیاه، اسم من را صدا میزند
But all roads look the same

اما، تمام راه ها شبیه به هم هستند
They lead nowhere
They lead nowhere

آن ها به هیچ جا می رسد

آن ها به هیچ جا می رسد(راه ها به ناکجا میروند)

 

Translated by me

 

witch Aura

نظرات (۱)

احساس می کنم شکفته است زبان گنجشکی در انتهای زمین