WITCH

WITCH

شعر هایم را
به هر زبان
به روی درختِ
زبان گنجشکی
می نویسم
عکس هایم را
روی دیوار برلین بزنید
نقاشی هایم را
روی دیوار چین
من مینشینم و برایتان یک گوشه
سازدهنی میزنم


ادم هارا که میبینم. شک میکنم. به خودم . به خصلت هایم به سلامتی روانم. به دلارام بودنم. آدم ها با هم بیرون میروند و لذت میبرند. تفریح میکنند  و لذت میبرند ساعت ها حرف میزنن و لذت میبرند آدم ها باهم خرید میروند و از خریدشان لذت میبرند. آدم ها لذت میبرند و لذت میبرند.. از چیز هایی که برای من به هیچ وجه لذت بخش نیست و در آن موقعیت حالم مثل فرو کردن پی در پی سوزن به کف پایم است.

بیشتر از هرکسی با خودم بدون هیچ زبونی حرف میزنم. حتی گاهی با خودمم حرفی نمیزنم  از گفت و شنود های طولانی بیزارم و از گفتگوهایی که طرفم هی به من بگوید دلارام! نمیشنوم چی میگی لطفن بلند تر... درواقع این جمله شده است خط قرمز من. به شدت عصبی ام می کند.

از تلفونی حرف زدن ها بدم می آید از بیرون رفتن های بیشتر از دوساعت با کسی بیزارم.(من خوب می تونم ادای آدم های اجتماعی را در بیاورم. اما فقط برای دو ساعت! )عادت است؟ نه خصلت است و  برای اولین بار است که این خصلت دارد ازارم می دهد. من اینطور هستم. با این خصلت . شاید برای شما جالب باشد یا حتی جذاب اما وقتی عزیز ترین دوستتان را برنجانید قطعن حالتان از خودتان بهم میخورد.

خیلی از دوستانم را سر همین تلفونی حرف نزدن هایم از دست داده ام. باور نمیکنید؟ میتوانید از تک تک دوستان دوران دبیرستانم بپرسید! چون دلارام با ما بعداز فارغ التحصیلی تماس نگرفته است هروقت هم که با او تماس میگیریم نه حرفی میزند و فقط گوش میدهد و سوالات مسخره می پرسد.پس حتمن به گفتگو با ما علاقه ای ندارد. درنتیجه فاصله می گیرند از من ... اهمیت انچنانی هم برایم ندارد حقیقتش ! چون انها فقط دوست هستند... فقط دوست! این که نمیتوانند این خصلت من را درک کنند مشکل من نیست...

دوستانی که مرا باور کردند کنارم ماندن . زیاد هم نبودند اما تفاوت من را در ک کردند اما بعضی از آدم ها برایتان فقط دوست نیستند...

 

 

witch Aura

نظرات (۷)

درونگرایی خوب..:)

+این آدم ها که فقط دوست نیستند جز ویژگی‌هاشون نیست که آدم را درک می کنند؟
۲۴ مرداد ۹۵ ، ۱۷:۴۷ حامد درخشانی
منم تا حدودی (به خصوص بعضی روزا) اینطوری ام
مثلا به هیچ وجه نمیتونم درک کنم ملت یه ساعت و نیم پشت تلفن به هم چی میگن
چند تا از رابطه های مهم زندگیم هم سر همین چیزا که حامد توجه نمیکنه و براش مهم نیست و... به فنا رفتن
ارتباطم با دوستام هم معمولا از طریق ایمیل و تلگرامه که بنویسم و حرف نزنم
ولی به نظرم میشه تا حدودی کنترلش کرد

کلا خیلی ناراحت نباشید
آخرش کسایی که باید میمونن و حداقل تلاش میکنن درکت کنن و باهات کنار بیان
:آئورا
دقیقن ..



خب این طبیعیه، هر کسی یه سری اخلاق و خصلت خاص خودش رو داره، طبیعی هم هست که «هر کسی» نتونه درکش کنه اما اونی که درکش می‌کنه قطعاً دوستِ واقعیه؛ مهم نیست تعدادش کم یا خیلی کم یا اصلاً یه دونه است، مهم اینه که یه تار موی اون دوست به کل هیکل بقیه می‌ارزه...
:آئورا
دقیقن :)
۲۴ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۰۷ زهیر خنیاگر
خوبه برا همون دوساعت میتونی ادای اجتماعی بودن رو در بیاری ... من هرکاری کردم نتونستم ... حتی تو رابطه هام ... افتضاح بود همش به یه جایی میرسه که حرفی ندارم و طرف انتظار حرف زدنو داشت و من چیزی برا گفتن نداشتم و اونجا بود خودمو شناختم ... من خودم بودم همین و من همینم و همین خواهم بود چیزیه تو من شکل گرفته ...

زندگی عبور خری در جهان ماشین ست
شک بکن به هرچه که هست
هیچ چیز قطعی نیست
:آئورا
:))
موفق باشی دوست خوب من :))
^ــــ^
اوه مای گاد :|
مثل همیم یکمی.
من یکی اصلا از رفیق بازی خوشم نمیاد
:آئورا
:)
و چقدر کم تعدادن اینهایی که فقط دوست نیستند
:آئورا
میدونی محبوبه؟
نابند :)
۲۷ مرداد ۹۵ ، ۰۰:۰۰ پاییزِ سالِ بعد
چقدر این پست حرفای نگفته ی من بود.
:آئورا
:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">