WITCH

WITCH

شعر هایم را
به هر زبان
به روی درختِ
زبان گنجشکی
می نویسم
عکس هایم را
روی دیوار برلین بزنید
نقاشی هایم را
روی دیوار چین
من مینشینم و برایتان یک گوشه
سازدهنی میزنم


 

فکر کرده است

زندگی مرا میتواند بگیرد

بعد از رقصی عجیب

و

دقیق

-بازی اش گرفته بود-

فرشته ی مرگ را میگویم

 

پا روی پا میگذارم و با لبخندی میگویم

فراموش کرده ای آخرین بار در تابوتم را

چطور با مشت شش اینچی *باز کردهام ؟

.

پ ن : عکس سلفی ای است در ساعت پنج عصر.

پ ن :Luis Enrique Bacalov The Grand Duel (Parte Prima)

*بیل را بکش.

witch Aura

نظرات (۱۳)

۱۲ مهر ۹۵ ، ۲۳:۰۴ عای عم بــــهـــــار D:
عخی منم از این جورابا داشتم کشید رو پیچ و مهره های موکت پله جر رفت :دی
:آئورا
:/


فلک در دفتر عشقم قلم زد 
چه اوقات خوشی داشتم به هم زد 
الهی ای فلک چرخت نچرخد 
که چرخ آرزوهایم به هم زد 
:آئورا
^ــــــ^
۱۲ مهر ۹۵ ، ۲۳:۲۱ عای عم بــــهـــــار D:
چنین پوکرفیس چرایی ؟! :|
:آئورا
:))

از جوراب جر رفته ی تو :/


+برو بچه بگیر بخواب فردا مدرسه داری :دی
۱۲ مهر ۹۵ ، ۲۳:۲۵ صبا مهدوی
جادوگرا که مشت نمی خوان یه ورد بخون ذود بشه بره...

بد نباشه؟ خدایی نکرده اتفاقی افتاده؟ تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد آئورا..
:آئورا
چوب جادوگری ام را گرفته اند ...



حالمن خوبه خوبه صبای مهربانم :)
مشت 6 اینج مال فیلم kill bill فکر نکنم تو واقعیت بشه ها
:آئورا
.
.
من یک ویچ هستم:دی
الان اون جورابه ؟ :/ 

نمیترسی باهاش میرقصی ؟ :/
:آئورا
بلی:دی
نه. نمیترسم^-^


وب خوشمزه ای داری:)
یا خدا؟
مشت شش اینچی دَکِل؟! :)
:آئورا
:))
فکر کردی کم الکی ام؟:دی
وااای مگه خوردیش ؟ :/
شما لطف داری ^__^
:آئورا
بله^-^

حقیقتو گفتم:)
۱۳ مهر ۹۵ ، ۰۷:۴۲ مترسک ‌‌
دارم فکر می‌کنم فاصله پایین تنه تا بالا تنه موقع گرفتن این عکس چقدر بوده که پا، همچین افتاده؟ [آیکن متفکر]
:آئورا
:)) آیکن یه جادوگر که انعطاف بدنی بالایی داره:دی
.
.
.

۱۳ مهر ۹۵ ، ۱۷:۰۴ مترسک ‌‌
آپشن ویژه جادوگر ورژن 2017 حتی :))
:آئورا
:)))))
به قول خودت از دست تو :دی
۱۳ مهر ۹۵ ، ۱۹:۳۱ بای پولار
مطمئنی خودش بوده؟ آخه می گن فرشته ی مرگ خیلی بی رحم تر از این حرف هاست...
:آئورا
من یک دلارام هستم.
فرشته ی مرگ را هم میتوانم آرام کنم.
اوه اوه اوه فرشته مرگ ازت بترسه باید 
:آئورا
:))))))

تندیس بهترین کامنت به تمنا
عکست رو برعکس میکردی هم بش میومد. به تیکه اولش بیشتر. شبیه رقص باله میشد :))
 رقص باله روی نور حتی که جورابات مثلا سایه پات هستن که روش افتادن =| :)) خیلی دیگه تخیلی شد :))
 و جالبه که پات انگار یه طرفش روشنه و یه طرفش تیره :))

لبخند قسمت دومم برات اماده کردم :))

نمیدونم چرا یهو به ذهنم اومد که بنفشی. به عنوان عکسم توجه کن :))

http://yon.ir/9I93
:آئورا
آره ^ــــ^ یه دونه دیگه باید بگیرم... البته باید صبر کنم خورشید نورشو بندازه روی دیوارم :))



چه خوبه...


مهربونم :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">