WITCH

WITCH

شعر هایم را
به هر زبان
به روی درختِ
زبان گنجشکی
می نویسم
عکس هایم را
روی دیوار برلین بزنید
نقاشی هایم را
روی دیوار چین
من مینشینم و برایتان یک گوشه
سازدهنی میزنم


پای چپم از خواب بلند شد

خونم به جوش اومده بود

خونش رو به حراج گذاشته بود

قسم می خورد با (غین) 

پولش با کولی ها

در کوره های آدم سوزی

سوخته است 

              -به چی فکر میکنی؟

               +به این که این مرد تیکه چرا بوی آهک می داد.

 

 

witch Aura

نظرات (۴)

چه جال مینویسید!!
خوشم اومد 
ایول داشت
:آئورا
سپاس نسیم جان
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۱۲:۰۳ آلبرت کبیر
من اصن به چیزی فک نکردم :|
:آئورا
:|
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۱۲:۱۳ فارفائـِـ ــلا
یه موزه توی برلین هست, به اسم موزه ی یهود. یا موزه ی هولوکاست. ساخته ی دنیل لیبسکیند.
یه قسمتی از مسیر یه سری صورتک آهنی روی زمین نصب شده و یه طوری ن که وقتی طرف از روشون رد می شه ناله می کنن...
هیچ جوری م نمی شه این مسیر رو دور زد و باید حتما از روی این صورتکا رد شد

می گن هر کی ازین مسیر رد میشه تا چند روز اعصابش بهم ریخته س..
:آئورا
چقدر وحشتناک آناهیتا
میشه براش شعر گفت حتی
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۱۶:۱۷ ماهان هاشمی
"به این که این مردتیکه چرا بوی آهک می‌داد!"
 
+ عالی بود! :)
:آئورا
سپاس :)