WITCH

WITCH

شعر هایم را
به هر زبان
به روی درختِ
زبان گنجشکی
می نویسم
عکس هایم را
روی دیوار برلین بزنید
نقاشی هایم را
روی دیوار چین
من مینشینم و برایتان یک گوشه
سازدهنی میزنم


 

لحظه ی دیدار، دار دارد
 تو اسب داری
 هفت تیر دسته نقره ای داری
 کلاه کابویی داری
دارم، را نشانه میگیری و

 بیگ بنگ!

witch Aura

نظرات (۴)

از ضبط صوت بار 
موسیقی کانتری پخش می‌شود.

:آئورا
:)
من به ادامه اش فکرکردم که شعر نشد
افتادن روی اسب
و تترق تترق  تترق صدای پای اسب
و تفنگ ها

سیگار برگ
پالتوی بلند
کلاه کابویی که جلوی چشارو گرفته
کلاً شد توصیف کلاینت ایستوود در نقش بلوندی تو خوب، بد، زشت! :دی
:آئورا
دقیقن وقتی این شعر رو مجدد برای خودم خواندم
به همون شخصیت رسیدم
شخصیت ها در ناخوداگاه من ذخیره هستند
و به شعر در می آیند
در رنگ ها
و شکل های متفاوت . . .
شعر هم میسرایی؟؟
حال داری ها!!
:)))
سفارشات...
ب تفکر نیازمند است:)
:آئورا
:|
:|
ینی واقعن فکر کردی شعر های اینجا رو از کجا میارم؟ :| :| :| :| :|
اون سفارش صرفن شوخی بود :| :| :| :| :|
پریسا؟ :| :| :| :| :|
مغزم داره میشه =404 !!
* شعر زندگی من است.
استعداد عالی داری.
:آئورا
لطف دارین.